ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

2218

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

مذكور است . هشتم « تقريرات اصوليه » كه آنها را دو نفر شاگردانش ميرزا هاشم آملى و شيخ محمد تقى بروجردى كه هر دو از علماء قم هستند چاپ كرده‌اند . نهم « حاشيه بر رساله حاج شيخ عبد اللّه مازندرانى » براى مقلدين . و چند سالى قبل از وفاتش رياست علماء شيعه منحصر در وى و معدودى ديگر گرديد ، و در نجف بساط تدريس پهن كرد و در اواخر براى ضعف مزاج سواره به مسجد طوسى براى تدريس مىرفت . و چندين نفر از فيض آن مدرس مقدس بدرجات عاليه رسيده‌اند ، از آن جمله :

--> - چاپ شده با تقريظى از « محمد التقى الصادق العاملى » شاگرد مصنف ( كه شايد تقريظ كتاب البيع شرح تبصره نيز از همين شخص باشد ) . دوم از بحث قطع تا تقليد كه بسال 1369 به خط حسين بن حاج على چاوشى طى 210 صفحه وزيرى در طهران بطبع رسيده است . و اما آثار ديگر صاحب عنوان كه در دسترس اينجانب نيست فراوان و اسامى آنها بالخصوص در مقدمه « روائع الامالى » مذكور است . و اما « بدائع الافكار » كه در « معجم المؤلفين العراقيين » - ظاهرا به پيروى از « مؤلفين كتب چاپى » - جزو تأليفات وى ذكر كرده در حقيقت تقريرات درس اصول آن مرحوم است كه بقلم آقاى آقا ميرزا هاشم آملى است و در چهار مجلد در نجف اشرف چاپ شده ، چنان كه تقريرات آقا شيخ محمد تقى بروجردى نيز كه از درس اصول همان استاد است بنام « نهاية الافكار » بطبع رسيده . تذكر مهم : از جمله تأليفات مرحوم آقا ضياء الدّين عراقى ( قدس اللّه روحه ) كه در مقدمهء « روائع الامالى » از آن ياد شده « تعليقة على كفاية الآخوند الخراسانى » است ، از آنجا كه اين نابغه دوران باآن‌همه عظمت مقام علمى و عملى در زمان حياتش بخت مساعدى نداشته و اين بىاقبالى را هم ديگران مىدانستند و هم خود بدان واقف بود ، چنان كه در نامه‌ئى از آن مرحوم كه پس از اين طبع مىشود به خط خود بدين مطلب تصريح نموده ؛ مع الاسف بعد از فوت نيز بىاقباليش تمام نشده و از آن جمله : در اثر عدم تحقيق و اشتباه و قصور چند نفر - نه بعمد و غرض و تقصير - « تعليقهء كفاية الاصول » او بالتمام بنام عالم جليل القدر ديگرى از دوستان قديم وى در حوزه مرحوم آخوند خراسانى كه نسخه‌اى به خط خود استنساخ نموده بود ، چند سال قبل در ايران طبع و منتشر گرديد . و اللّه العالم . م .